على محمدى خراسانى

280

شرح منطق مظفر (فارسى)

فصل اوّل صناعة البرهان فصل اوّل از فصل‌هاى پنج‌گانهء باب صناعات خمس ، پيرامون صناعت برهان است . قبلا با تعريف اجمالى و بيان فايدهء آن آشنا شديم . اينك درصدد تفصيل مطلب برهان هستيم . در اين مقام يازده مبحث در باب برهان مطرح است . 1 . حقيقت برهان براى بيان چيستى ، حقيقت و ماهيّت « برهان » نياز به مقدّماتى است . مىدانيم كه علوم و دانش‌هاى بشرى در تقسيمى دو دسته مىشود : الف . علوم اعتبارى : از قبيل قوانين اجتماعى كه براى ادارهء جوامع وضع مىشود ، قواعد راهنمايى و رانندگى ، قواعد دستور زبان هر قومى ، قواعد ادبيات عرب و . . . ب . علوم حقيقى ، علومى كه در آن هدف اصلى ، رسيدن به حقايق و واقعيات هستى ، به قدر طاقت بشرى است . از قبيل فلسفه ، كلام ، رياضيات و . . . مثلا غرض يك فيلسوف شناخت واقعيّات و تحصيل يك جهان‌بينى صحيح و كامل است تا زندگى را براى خود و ديگران معنا و مفهوم بخشد . طريقه و روش برهان ، تنها راه منحصر به فردى است كه شخصى را به حقّ و واقع مىرساند . راه‌هاى ديگر يعنى مجادله خطابه و . . . در اين وادى مثمر ثمر نيستند . علّت مطلب آن است كه از ميان انواع پنج‌گانه قياس - از حيث مادّه ( برهان ، مغالطه و . . . ) - اين تنها برهان است كه ما را به حقّ رسانيده و موجب يقين به واقع مىگردد . اين تنها برهان است كه هدف اصلى از اقامهء آن عبارت است از حقّ بما هو حقّ و هيچ هدف ديگرى از مغالطه و . . . مدّنظر نيست . در علوم حقيقى هم ما بدنبال همين مطلب هستيم پس در علوم نظرى و استدلالى حرف آخر را برهان مىزند . برهان در دو جا به كار مىرود : الف . در هنگام سعىوكوشش انسان ، براى اين‌كه خود به واقعيّتى دست يابد ؛ يعنى خود انسان هنوز در شك‌وترديد است و نسبت به حقيقتى ( مثلا تجرّد نفوس ناطقه انسانى ) مردّد است لذا در اطراف آن مطالعه نموده و پس از مدّتى تفكّر و انديشه از راه برهان به اين نتيجه مىرسد كه نفس ناطقه و نيروى مدركه در انسان ، يك حقيقت مجرّد است . در حقيقت ، خويشتن خويش را مخاطب قرار داده ، براى خود استدلال مىكند تا